پناه اهل کسا سایه عبای شما
عنایتی بنمایید تا برای شما
تمام قد بشود عرش پیش پای شما
کرم کنید که باران بگیرد این دل را
زخشکسالی این سالها برای شما
جواب کرده دلم را طبیب و امیدم
فقط عنایت حق و فقط دعای شما
نگاه منتظر من به دست دستاس است
که باز وام بگیرد ز دستهای شما
نمی شود دگر از روضه بگذرم بی بی!
هنوز میرسد از کوچه های صدای شما
دلم مگر شود آرام… می زنم فریاد
که خاک غربت کوچه نبود جای شما
دمی که سینه شکسته جهاد می کردید
چقدر حال بدی داشت مقتدای شما
عبای کهنه بابا به سر گرفتید و
پناه اهل کسا سایه عبای شما
شعاعتان همه ظلمنامه ها را سوخت
کجاست دختر خورشید! انتهای شما؟
چقدر منتظر خنده های مادری اند
فدای حسرت چشمان بچه های شما
شاعر: حامد اهور
تمام قد بشود عرش پیش پای شما
کرم کنید که باران بگیرد این دل را
زخشکسالی این سالها برای شما
جواب کرده دلم را طبیب و امیدم
فقط عنایت حق و فقط دعای شما
نگاه منتظر من به دست دستاس است
که باز وام بگیرد ز دستهای شما
نمی شود دگر از روضه بگذرم بی بی!
هنوز میرسد از کوچه های صدای شما
دلم مگر شود آرام… می زنم فریاد
که خاک غربت کوچه نبود جای شما
دمی که سینه شکسته جهاد می کردید
چقدر حال بدی داشت مقتدای شما
عبای کهنه بابا به سر گرفتید و
پناه اهل کسا سایه عبای شما
شعاعتان همه ظلمنامه ها را سوخت
کجاست دختر خورشید! انتهای شما؟
چقدر منتظر خنده های مادری اند
فدای حسرت چشمان بچه های شما
شاعر: حامد اهور
نظرات