از شام بلا رسیده زینب
از شام بلا رسیدهام من
کو مرقدت ای یار
من همسفر سر تو بودم
ای پیکر خونبار
هر روز، هر شب
خون شد دل زینب
با غصهی بچههای تو، گریهکنان برای تو، زیر هجوم تازیانه
هر روز، هر شب
خون شد دل زینب
تا رأس تو را به نیزهها، دیدم عزیز مصطفی، گشته به سنگشان نشانه
یابنالزهرا
از شام بلا رسیده زینب
یابنالزهرا
بعد از تو چهها که دیده زینب
شادم که ندیدیام برادر
با قد خمیده
آخر چه بگویمت که خواهر
بی تو چه کشیده
با من بودی
ماه شب تارم
در لحظه به لحظهی سفر، همرهم ای سایهی سر، قاری قرآن شهیدم!
با تو بودم
آرام و قرارم
در هر تپشی از این دلم، هر قدمی که میزدم، هر نفسی که میکشیدم
یابنالزهرا
از شام بلا رسیده زینب
یابنالزهرا
بعد از تو چهها که دیده زینب
شاعر: دکتر محمد مهدی سیار
نغمه پرداز: اکبر شیخی
کو مرقدت ای یار
من همسفر سر تو بودم
ای پیکر خونبار
هر روز، هر شب
خون شد دل زینب
با غصهی بچههای تو، گریهکنان برای تو، زیر هجوم تازیانه
هر روز، هر شب
خون شد دل زینب
تا رأس تو را به نیزهها، دیدم عزیز مصطفی، گشته به سنگشان نشانه
یابنالزهرا
از شام بلا رسیده زینب
یابنالزهرا
بعد از تو چهها که دیده زینب
شادم که ندیدیام برادر
با قد خمیده
آخر چه بگویمت که خواهر
بی تو چه کشیده
با من بودی
ماه شب تارم
در لحظه به لحظهی سفر، همرهم ای سایهی سر، قاری قرآن شهیدم!
با تو بودم
آرام و قرارم
در هر تپشی از این دلم، هر قدمی که میزدم، هر نفسی که میکشیدم
یابنالزهرا
از شام بلا رسیده زینب
یابنالزهرا
بعد از تو چهها که دیده زینب
شاعر: دکتر محمد مهدی سیار
نغمه پرداز: اکبر شیخی
نظرات