پایگاه رسمی میثم مطیعی پایگاه رسمی میثم مطیعی، Meysam motiee ، گمنام ، Gomanm ، میثاق ، Misaq

سایر

 قبام مردم میدان  

 در خونخواهی از رهبر شهید ایران 

با مداحی و رجزخوانی: حاج میثم مطیعی

و سایر سخنرانان و ذاکران اهل بیت (ع)

هر شب ، از ساعت ۲۱

 مكان: تهران، میدان ونک 

اربعین

............................................................

 « مراسم عزاداری اربعین حسینی » 
در طریق نجف به کربلا
سخنرانان و مداحان:

حجج اسلام عابدینی، میرباقری و پناهیان
حاج میثم مطیعی، حاج سیدمجید بنی‌فاطمه
حاج حنیف طاهری، حاج محمدحسین پویانفر
حاج سیدرضا نریمانی، حاج سیدمهدی حسینی
کربلایی محسن محمدی‌پناه، کربلایی سیدعلی حسینی
کربلایی فرید بذرافشان
زمان: از جمعه ۲ مرداد تا یکشنبه ۱۱ مرداد
(مطابق با ۹ تا ۱۸ صفر) - به مدت ۱۰شب
بعد از نماز عصر و بعد از نماز عشاء
« طریق نجف به کربلا – عمود ۹۰۹ »
موکب حسینا

زمان حضور حاج میثم مطیعی:

جمعه، شنبه و یکشنبه (۹ تا ۱۱ مرداد)
به مدت: ۳روز و ۳شب

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را
خواندیم بعد از ربنا باب الحوائج را
روزی ما کرده خدا باب الحوائج را
از ما نگیرد کاش “یا باب الحوائج ” را
هرکس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد
کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد
یادش بخیر آن روزها که مادر خانه
گه گاه میزد پرچمی را سردر خانه
پر می شد از همسایه ها دور و بر خانه
یک سفره ی نذری ، قدر وسع شوهر خانه
مادر پدرهامان همین که کم میاوردند
یک سفره ی موسی بن جعفر نذر می کردند
عصر سه شنبه خانه ی ما رو به را میشد
یک سفره می افتاد و درد ما دوا میشد
با اشک وقتی چشم مادر آشنا میشد
آجیل های سفره هم مشکل گشا میشد
آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
نان و پنیر سفره ی موسی بن جعفر بود
گاهی میان روضه ی ما شور می آمد
پیرزنی از راه خیلی دور می آمد
با دختری از هر دو چشمش کور … می آمد
بهر شفای کودک منظور میِ آمد
یک بار در بین دعا مابین آمینم
برخاست از جا گفت دارم خوب می بینم
آنکه توسل یاد چشمم داد مادر بود
آنکه میان روضه می زد داد مادر بود
آنکه کنار سفره می افتاد مادر بود
گریه کن زندانی بغداد مادر بود
حتی نفس در سینه ی او گیر می افتاد
هر بار که یاد غل و زنجیر می افتاد
می گفت چیزی بر لبش جز جان نیامد … آه
در خلوت او غیر زندانبان نیامد … آه
این بار یوسف زنده از زندان نیامد … آه
پیراهنش هم جانب کنعان نیامد … آه
از آه او در خانه ی زنجیر شیون ماند
بر روی آهن تا همیشه ردّ گردن ماند
این اتفاق انگار که بسیار می افتاد
نه نیمه ی شب موقع افطار می افتاد
هر شب به جانش دست بد کردار می افتاد
انقدر میزد دست او از کار می افتاد
وقتی که فرقی بینشان در چشم دشمن نیست
صد شکر که مرد است زیر دست و پا زن نیست

شاعر: محسن عرب خالقی
ردیف عنوان فایل حجم پخش آنلاین دانلود
۱
عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را (روضه)
5.76 MB
دانلود صوت
۲
عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را (روضه)
5.76 MB
دانلود صوت
۳
عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را (روضه)
5.76 MB
دانلود صوت