تشییع آقا؟ آه باور کردنی نیست
ای دل تماشا میکنی؟ غوغاست اینجا
دیگر برایم آخر دنیاست اینجا
دارد ز هر سو میوزد سوز جدایی
از راه آمد عاقبت روز جدایی
چشمان غرق اشک ما مبهوت آقاست
باور کنیم آیا که این تابوت آقاست؟
آه ای مصلی صبر هم اندازه دارد
این صحن شوق خطبههایی تازه دارد
عطر زیارتنامه آید زین حوالی
عطر بنفسی انت و اهلی و مالی
در این فراز او حق مطلب را ادا کرد
اهل و عیال و مال و جانش را فدا کرد
وقت شهادت چفیه اش بر شانه اش بود
آن رهبری که قتلگاهش خانه اش بود
ای دل چه شد؟ ماندیم تنها و نمردیم
این سخت جانی کشت ما را و نمردیم
آقا سلام! آقای مظلوم شهیدم
من چند ماهی هست رویت را ندیدم
داریم با داغ تو میجنگیم آقا
ساده بگویم سخت دلتنگیم آقا
تو رفتی و دیگر سلامم بی جواب است
آقا ببین حال یتیمانت خراب است
در روز هجرانت چرا باید بمانیم؟
ما پیشمرگانت چرا باید بمانیم؟
یک عمر مدیون شما ایران ما بود
آن جان ناقابل که گفتی جان ما بود
رفتی و دنیا در نگاهم سرسری شد
دلهای ما بعد از تو بیت رهبری شد
جانهای ما از غصه لبریز است آقا
پیروزی بی تو غم انگیز است آقا
زخمی شده این سینه و رفته است طاقت
تازه پس از تشییع ماییم و فراقت
ای روضه دار غربت جد غریبت
آنقدر گفتی تا شهادت شد نصیبت
سوگت نفسهای مرا محبوس کرده
خونت ولی این قوم را مبعوث کرده
نامت دلیل امتداد ملت ماست
مشت گره کرده نماد ملت ماست
هرچند احیا کرده است این مشت ما را
ای یار، تشییع تو خواهد کشت ما را
تشییع آقا؟ آه باور کردنی نیست
تشییع آقا؟ آه اصلا دیدنی نیست
باید که با این زخم بی مرهم بمیریم
ای کاش در تشییع تو ما هم بمیریم
شوق شهادت محو مرگ آگاهی توست
بر دوش ملت پرچم خونخواهی توست
این داغ یک ثانیه خاموشی ندارد
خون شما رنگ فراموشی ندارد
از پای ننشینیم ما قوم قیامیم
هرچیز پیش آید به سوی انتقامیم
خون تو را مظلوم بگذاریم؟ هرگز
از انتقامت دست برداریم؟ هرگز
خون تو میجوشد که دلها زنده باشد
این خون بهای نصرت آینده باشد
شاعر: محمد رسولی
دیگر برایم آخر دنیاست اینجا
دارد ز هر سو میوزد سوز جدایی
از راه آمد عاقبت روز جدایی
چشمان غرق اشک ما مبهوت آقاست
باور کنیم آیا که این تابوت آقاست؟
آه ای مصلی صبر هم اندازه دارد
این صحن شوق خطبههایی تازه دارد
عطر زیارتنامه آید زین حوالی
عطر بنفسی انت و اهلی و مالی
در این فراز او حق مطلب را ادا کرد
اهل و عیال و مال و جانش را فدا کرد
وقت شهادت چفیه اش بر شانه اش بود
آن رهبری که قتلگاهش خانه اش بود
ای دل چه شد؟ ماندیم تنها و نمردیم
این سخت جانی کشت ما را و نمردیم
آقا سلام! آقای مظلوم شهیدم
من چند ماهی هست رویت را ندیدم
داریم با داغ تو میجنگیم آقا
ساده بگویم سخت دلتنگیم آقا
تو رفتی و دیگر سلامم بی جواب است
آقا ببین حال یتیمانت خراب است
در روز هجرانت چرا باید بمانیم؟
ما پیشمرگانت چرا باید بمانیم؟
یک عمر مدیون شما ایران ما بود
آن جان ناقابل که گفتی جان ما بود
رفتی و دنیا در نگاهم سرسری شد
دلهای ما بعد از تو بیت رهبری شد
جانهای ما از غصه لبریز است آقا
پیروزی بی تو غم انگیز است آقا
زخمی شده این سینه و رفته است طاقت
تازه پس از تشییع ماییم و فراقت
ای روضه دار غربت جد غریبت
آنقدر گفتی تا شهادت شد نصیبت
سوگت نفسهای مرا محبوس کرده
خونت ولی این قوم را مبعوث کرده
نامت دلیل امتداد ملت ماست
مشت گره کرده نماد ملت ماست
هرچند احیا کرده است این مشت ما را
ای یار، تشییع تو خواهد کشت ما را
تشییع آقا؟ آه باور کردنی نیست
تشییع آقا؟ آه اصلا دیدنی نیست
باید که با این زخم بی مرهم بمیریم
ای کاش در تشییع تو ما هم بمیریم
شوق شهادت محو مرگ آگاهی توست
بر دوش ملت پرچم خونخواهی توست
این داغ یک ثانیه خاموشی ندارد
خون شما رنگ فراموشی ندارد
از پای ننشینیم ما قوم قیامیم
هرچیز پیش آید به سوی انتقامیم
خون تو را مظلوم بگذاریم؟ هرگز
از انتقامت دست برداریم؟ هرگز
خون تو میجوشد که دلها زنده باشد
این خون بهای نصرت آینده باشد
شاعر: محمد رسولی
نظرات