آه من العشق و حالاته
آه من العشق
و حالاته
أحرق قلبي بحراراته
آه يا كربلا
عبادةٌ نفس العاشقِ
ولاية المحزون التقي
وشاهدي على هذا الكلام
رواية الإمامِ الصادقِ
نفس المهموم / لظلمنا تسبيح
بكّاءَ الزمانِ عينْ / لطّاماً على الحسين
ابي عبد الله
ابي عبدالله
آه از عشق
و حالتهای آن
با حرارتش قلبم را سوزاند
آه یا کربلا
نفس عاشق در آن عبادت است
و این همان ولایت انسان اندوهگین و پارساست
شاهد من بر این سخن
روایت امام صادق است
نفس کسی که از ظلم بر ما اندوهگین باشد، تسبیح است
چشمم همیشه میگرید
و برای مصیبت امام حسین سینه میزنم
اباعبدالله
آه من العشق
و حالاته
أحرق قلبي بحراراته
آه يا كربلا
دون عزاه لستُ بمؤمنِ
مخالِفاً أمر الضامنِ
وشاهدي على هذا الكلام
رواية الإمام الثامن
إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ / أَقْرَحَ جُفُونَنَا
وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا / وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا
ابی عبدالله
ابي عبدالله
آه از عشق
و حالتهای آن
قلبم را به آتش کشید
با حرارتش
بدون اقامه عزا برای او، مؤمن نيستم
زیرا مخالفت با فرمان ضامن آهوست
شاهد من بر این سخن
روایت امام رضاست
روز حسین
پلک ما را زخم کرد
اشک ما را جاری ساخت
عزیز ما را خوار کرد
ابا عبدالله
شاعر: نور آملی (از لبنان)
نظرات