تنها ماندم، تنها رفتی
تو کجا بودی بابا
که زمین خوردم، که زمین خوردم
سر تو دیدم در تشت
به خدا مُردم، مُردم
با ما بودی، بی ما رفتی
ای سر جدا به کجا رفتی
تنها ماندم، تنها رفتی
مردان بی حیا، خیره به سوی ما، در بین کوچهها
آه از آزار، وای از بازار
همین که دشمن، مرا کتک زد
همین که رویم، شد ارغوانی
به ناله گفتم: عمو ابالفضل!
تو چارهای کن، که میتوانی
من اگر زنم فریادی، عمه میخورد سیلی
جای من تنش شد زخمی، صورتش شده نیلی
مردان بی حیا، خیره به سوی ما، در بین کوچهها
آه از آزار، وای از بازار
چه کسی باور میکرد؟ سر تو بر نی!
چه کسی باور میکرد؟ تو و بزم می!
ای تشنه لبِ، بی کفنم! کز بر ما رفتی
از اهل جهان، خسته شدی، سوی کجا رفتی
تنها ماندم، تنها رفتی
شاعر: رضا یزدانی
که زمین خوردم، که زمین خوردم
سر تو دیدم در تشت
به خدا مُردم، مُردم
با ما بودی، بی ما رفتی
ای سر جدا به کجا رفتی
تنها ماندم، تنها رفتی
مردان بی حیا، خیره به سوی ما، در بین کوچهها
آه از آزار، وای از بازار
همین که دشمن، مرا کتک زد
همین که رویم، شد ارغوانی
به ناله گفتم: عمو ابالفضل!
تو چارهای کن، که میتوانی
من اگر زنم فریادی، عمه میخورد سیلی
جای من تنش شد زخمی، صورتش شده نیلی
مردان بی حیا، خیره به سوی ما، در بین کوچهها
آه از آزار، وای از بازار
چه کسی باور میکرد؟ سر تو بر نی!
چه کسی باور میکرد؟ تو و بزم می!
ای تشنه لبِ، بی کفنم! کز بر ما رفتی
از اهل جهان، خسته شدی، سوی کجا رفتی
تنها ماندم، تنها رفتی
شاعر: رضا یزدانی
نظرات