گرد غم رو از رو قلبم میتکونم
بوی اسفند روضه
باز پیچیده تو هیات
میکشه شعله از نو
تو دلا هُرم روضه ات
تا چشام به کتیبه میاُفته
خاطراتم برام تازه میشه
من که از بچگیم با تو بودم
کاش بمونم با تو تا همیشه
گرد غم رو
از رو قلبم
می تکونم
روزگارم
رو با عشقت
میگذرونم
آه محرم، آه محرم، آه محرم
امشب انگار توی عرش
مجلس روضه برپاست
پیرهن خونی تو
توی دستای زهراست
مادرامون مثل مادر تو
می کشن واسه تو ناله از دل
انگاری تا محرم میاد باز
خون تو میچکه از مقاتل
دونه دونه
سینه زن هات
جمع شدن باز
خون جگر از
خوندن این
دم شدند باز
وای حسینم، وای حسینم، وای حسینم
شعلهور از هجوم
آتیش اشک و آهیم
آخر روضه ها تو
گودی قتلگاهیم
نیزه نیزه گل پیرهن تو
ذره ذره پر از خاک تن تو
چشمه چشمه به قدر یه دریا
خون میره از رگ گردن تو
میگه زینب
وای حسین مادر نداره
روی نیزه
میری و باور نداره
وای حسینم، وای حسینم، وای حسینم
شاعر و نغمه پرداز: رضا شریفی
باز پیچیده تو هیات
میکشه شعله از نو
تو دلا هُرم روضه ات
تا چشام به کتیبه میاُفته
خاطراتم برام تازه میشه
من که از بچگیم با تو بودم
کاش بمونم با تو تا همیشه
گرد غم رو
از رو قلبم
می تکونم
روزگارم
رو با عشقت
میگذرونم
آه محرم، آه محرم، آه محرم
امشب انگار توی عرش
مجلس روضه برپاست
پیرهن خونی تو
توی دستای زهراست
مادرامون مثل مادر تو
می کشن واسه تو ناله از دل
انگاری تا محرم میاد باز
خون تو میچکه از مقاتل
دونه دونه
سینه زن هات
جمع شدن باز
خون جگر از
خوندن این
دم شدند باز
وای حسینم، وای حسینم، وای حسینم
شعلهور از هجوم
آتیش اشک و آهیم
آخر روضه ها تو
گودی قتلگاهیم
نیزه نیزه گل پیرهن تو
ذره ذره پر از خاک تن تو
چشمه چشمه به قدر یه دریا
خون میره از رگ گردن تو
میگه زینب
وای حسین مادر نداره
روی نیزه
میری و باور نداره
وای حسینم، وای حسینم، وای حسینم
شاعر و نغمه پرداز: رضا شریفی
نظرات